رنگین کمان کوچکی بر روی انگشتم، در اولین بوسه خودم را و تورا کشتم

هی گریه میکردم به آن مردی که زن بودم ، شبها دراکولای غمگینی که من بودم

و عشق یک بیماری، بدخیم روحی بود ،تنهاییم محکوم به سـکـس گروهی بود

سیگار با مشروب با طعم هم آغوشی ، یعنی فراموشی ، فراموشی ، فراموشی

بعد از تو الکل خورد من را ،مست خوابیدم ، بعد از تو با هرکس که بود و هست خوابیدم

بعد از تو لای زخم هایم استخوان کردم ،با هرکه میشد هرچه میشد امتحان کردم

تنهاییه در جمع در تنهای تنهایی ،با گریه و صابون و خون و تو خود ارضایی

دل خسته از گنجشک ها و حوض نقاشی ، رنگ سفیدت رو به روی بوم میپاشی

لیوان بعدی قرص های حل شده در سم ، باور بکن از هیچ چی دیگر نمیترسم

پشت سیاهی های دنیامان سیاهی بود ، معشوقه ام بودی و هستی و نخواهی بود

بعد از تو الکل خورد من را ،مست خوابیدم ،بعد از تو با هرکس که بود و هست خوابیدم

بعد از تو لای زخم هایم استخوان کردم،با هرکه میشد هرچه میشد امتحان کردم .

مهدی موسوی